عشق اینترنتی ؟

برای من : همیشه خودت را پنهان کرده ای پشت آن یاهو آی دی. آنلاین می شوی و شروع می کنی با من چت کردن. در حالی که نمی دانم ، آن طرف ، توی مانیتورت چند پنجره ی دیگر چت باز است. و خودت را پشت چند یاهو آی دی دیگر قایم کرده ای. اما می شود یک تخمین کلی زد : با فاصله ی زمانی نسبتا درازی که بین هر یک از پی ام هایت طول می کشد. حتما هم به همه شان عکست را نشان داده ای. همان عکسی که بک گراند کامپیوتر خودم کرده امش. برای من همین که دارم با تو چت می کنم و عکست را می بینم کافی است. بقیه ی کار را می سپارم دست تخیل. که عکست را از داخل مانیتور بکشد بیرون. بهش حجم دهد : از دوبعدی درش آورد. بنشاندت اینجا. روی زانوهایم. آن حرف هایی را که تایپ می کنی ، آن هایی را که با این بیت های صفر و یکی می آیند روی مانیتور من ، تبدیل کنند به صدا. یک صدای مرموز، گرفته و آهسته. که واج های مصوت آن طولانی است. بیش از حد طولانی ، وقتی که از لب های سرخت جاری می شوند. توی مانیتور نه. اینجا. کنار من. نزدیک صورت من. آن قدر نزدیک صورتم که هرم نفست را حس کنم. و الآن است که آیکن بوس را می فرستی و … .

گوریل فهیم